تبليغاتX
آموزش خانواده




























آموزش خانواده

نگاهی به تجربیات مدرسی نویسنده و جمع آوری مقالات اثربخش ویژه ی کلاس "آموزش خانواده "

هوش هیجانی چاپ چاپ









اصطلاح « هوش هیجانی » برای اولین بار در سال ( 1990 ) توسط « پیتر سالوی » و « جان مایر » براى بیان کیفیت و درک احساسات افراد، همدردى با احساسات دیگران و توانایى اداره مطلوب خلق و خو ارائه شد. درحقیقت هوش هیجانی مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن براى اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگى است. به عبارتى عاملى است که به هنگام شکست، در شخص ایجاد انگیزه مى کند و به واسطه داشتن مهارتهاى اجتماعى بالا منجر به برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود . در سال ( 1995 )، « دانیل گولمن » با انتشار کتاب معروف خود به گونه ای گسترده مفهوم هوش هیجانی را گسترش داد. به طوریکه این مفهوم بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحث های بسیاری را برانگیخت. به اعتقاد « گولمن » هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دیگر شناسی)، ارتباط با مردم و سازگاری فرد با محیط پیرامون خویش پیوند دارد.
« گولمن » ضمن مهم شمردن هوش شناختی (IQ ) و هوش هیجانی (EQ ) می گوید: هوش شناختی در بهترین حالت خود تنها عامل 20 درصد از موفقیت های زندگی است در حالیکه 80 درصد موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موارد در گرو مهارت هایی است که هوش هیجانی را تشکیل می دهند. در حقیقت هوش هیجانى عدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالا و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد داراى هوش متوسط را تعیین مى کند. به طوریکه مطالعات انجام شده در زمینه هوش هیجانی بیانگر آن است که افرادی که دارای هوش شناختی بالا و هوش هیجانى پایینی هستند در زندگی کاری و خصوصی خود موفق نیستند و برعکس افرادی که هوش شناختی پایین و هوش هیجانى بالایی دارند به موفقیتهای بسیاری در زندگی کاری و خصوصی خود نائل می گردند. بنابراین هوش هیجانى پیش بینى کننده موفقیت افراد در زندگی کاری و خصوصی است.

مولفه های هوش هیجانی
« دانیل گلمن » 5 مؤلفه هوش هیجانی را به شرح زیر بیان می کند:

1. مهارت خودآگاهی (شناخت عواطف شخصی ): به این معنا که فرد احساسات، عواطف و هیجانات خود را به خوبی بشناسد و از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی استفاده کند. افرادی که خودآگاهی بالایی دارند و از دلیل بروز احساسات و هیجانات خود باخبرند، با خود و دیگران بسیار صادق بوده، اعتماد به نفس بالایی دارند، از تواناییها و مهارتهای خود به موقع استفاده می کنند و می دانند که چگونه احساساتشان بر افراد و همچنین عملکرد شغلی‌شان تاثیر می گذارد بنابراین می دانند که چه وقت از دیگران درخواست کمک کنند و یا به آنها یاری برسانند.

2. مهارت خودگردانی (بکار بردن درست هیجانها ): به این معنا که فرد بتواند در هر موقعیتی احساسات، عواطف، هیجانات و تکانشهای خود ( کنترل خشم و عصبانیت، ارضا نشدن نیازها و ... ) را کنترل کرده، خونسردی خود را حفظ کند و کامیابی را به تاخیر بیاندازد. مهارت خود گردانی در سایه خودآگاهی (شناخت عواطف شخصی ) در فرد به وجود می آید. فردی که دارای این مهارت باشد در هر کاری که به عهده می گیرد بسیار مولد و اثربخش خواهد بود چرا که می داند در شرایط بحرانی چگونه باید عمل نماید. برعکس، فردی که مهارت خودگردانی نداشته باشد همیشه با احساس یاس، اندوه، خشم، افسردگی شدید و ... دست به گریبان بوده و زندگی را برای خود و اطرافیان تلخ می نماید.
نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 14:59 توسط علی مصطفی زاده| |

 

متاسـفانه قریب به اتفاق دخترا و پسرای این دوره زمونه خواسته یا ناخواسته به روابط غیر اخلاقی دوستی روی می آورند و از عواقب جبران ناپذیری که در کمین آنها نشسته بی خبرند و علت روی آوردن اونا هم به اینگونه روابط در بین آنها متفاوت هست.

 

دسته اول این دوستیها که قربانیان اونا، اکثر دخترای جوان هستن، اینطور بوجود میاد که این دخترا با وعده ی ازدواج از سوی پسرا مواجه میشن و پسرا هم ازدواج را بهانه قرار میدهن و دخترا بدون اطلاع خانواده ها و نیز قبل از مرحله ی شناخت پسرا از طریق محک زدن اونا، با اونا وارد روابط دوستی میشن و دوستی رو به خیال خودشون مقدمه ازدواج میدونن.

من در اینجا با دلایل عقلی و منطقی و واقعیات موجود در جامعه ثابت می کنم که این دوستیها نه تنها مقدمه ازدواج و خوشبختی دخترا رو فراهم نمی کنه بلکه مقدمه ای برای نابودی زندگی خودشون می باشد.

پسرایی که هنوز رنگ تفنگ را ندیده و سرد و گرم زندگی را نچکیده و از نظر مسئولیت پذیری برای ازدواج آماده نیستن و در این گیرو دار بیکاری شغلی هم با اون مدرک ناقص بدرد نخورشون برای خودشون دست و پا نکرده و پول جیبی اشونو هنوز بابای بازنشسته میده، با چرب زبانی و دروغ، نـاز دخـترا رو میکشن و خودشونو شـاهزاده با اسب سفید معرفی میکنن و براشون جملات عاشقانه زمزمه می کنن.

 

کلمات زیباست ترکیب چند کلمه زیبا جمله ای زیبا تری را درست میکنه و در پشت جلد دوستی این پسرا این عبارات نوشته شده اند مثل:


<< تو بهترین هدیه ای هستی که خدا در مسیر من قرار داده

تو اولین و آخرین عشق منی

من به درگاه خدا روزی هزار بار شکر میکنم که با تو آشنا شدم

نمی دونم نظر دیگران چیه ولی هر آنچه من از زیبایی توقع دارم در وجود تو هست

وقتی با تو هستم تمام غم های عالم رو فراموش میکنم

من بدون وجود تو احساس پوچی میکنم فقط درکنار تو احساس آرامش میکنم. >>


تمام جملاتی که گفتم کلماتی هستند که مطمئنا بعضی از عاشق پیشه ها و یا حتی شماها اونا رو شنیده باشید و یا بکار برده باشید

هر چند پسرای زرنگی را هم دیده ام که چون دخترای زرنگ به واهی بودن این جملات پسرا پی برده ان بدنبال کشف جملات جدیدی افتاده ان و یکی از پسرای دانشجو به من می گفت که جمله جدیدی را کشف کرده است و موقعی که اونو که به یه دختر گفته بلاخره تونسته اونو بقول خودش خر کنه و اون جمله اش این بود :

<< درست است که در این شهر قریب چند سال از بهترین عمر جوانی ام را برای گرفتن مدرک هدر دادم ولی خوشحالم که درعوض با تو آشنا شدم و خداوند شما رو به من هدیه داد. >>

ولی آیا این جملاتی که پشت جلدند، در داخل کتاب قلبشون هم یادی از اونها شده و یا با گفتن این کلمات می خواهند قلب طرف رو تسخیر کنند تا بهتر از جسمش استفاده کنند؟؟

اینها رو نگفتم که بگم اگه کسی این جملات رو بگه دروغ میگه و نیرنگه ، گفتم که اگه چنین چیزهایی رو شنیدین به منطق و قلبتون رجوع کنین و ببینین که آیا در داخل جلد دوستی شون هم چنین چیزی هست، یا فقط پیش پرداخت یه هوس خامه.  چون کسی که می گوید برای تو می میرد دروغ میگوید!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند.

بیچاره دختر که نمیدونه هدف واقعی اون پسرا اصلا خوشبخت کردن اونا نیست بلکه فقط لذت بردن از دخترا از طریق وعده های دروغین تا موقع فراهم شدن لذت جنسی دائمی شون هست که اون موقع هم معلوم نیست کدوم دختر بیگناهی رو در دام شهوت خود گرفتار خواهد کرد و تا اون موقع هم معلوم نیست به چندین دختر وعده های دروغین ازدواج میده تا لذت جنسی خودشو تامین بکنه. دخترای بخت برگشته هم که به هر پسر شرافتمندی که از طریق خانواده از اونا خواستگاری کرده به بهانه های مختلف جواب رد میده و به بخت خودش لگد مال میزنه و دلخوشی خودشو به رویاهای آن شاهزاده می سپاره که بلاخره با آن اسب سفید شاخدارش خواهد آمد و او را سوار بر آن کرده و به شهر افسانه ای ملکه ها خواهد برد تا اون دختر در اونجا ملکه ی زیباییها بشه، معلوم نیست تا کی؟؟

دخترا هم که از این رفتار احساساتی شون دست بر نمیدارن و با آنکه چندین بار فریب خورده ان، میگن که این یکی دیگه با دیگر پسرا فرق میکنه و دیگه صداقت اون براشون ثابت شده و پسره رو هم بخیال خودشون شوهر آیندشون میدونن.

حالا که پسر اعتماد دختر را جلب کرده و برایش کادوی والنتایین خریده و موبایلشو هم شارژ کرده و وعده جشن تولد را در کافی شاپ برج سفید داده و برای ماه عسل هم قول جزایر قناری را داده و با زرنگی هم به دخترا قبولانده ان که اونو را زن آیندشون میدونن و بعنوان شریک زندگی دوستشون دارن، زمینه را برای اصل کاری مهیا می بینه و بهش میگه که ما که حالا قلبا باهم زن و شوهر هستیم برای چه تا فراهم شدن زمینه ازدواج، خودمونو از لذت جنسی محروم کنیم و از همین حالا بدون فوت وقت رابطه جنسی خودمونو شروع کنیم ضمن اینکه از بابت سالم موندن بکارتت هم مطمئن باشن و ازاله اونو هم برای جزایر قناری نگه می داریم.

من به اینجور دخترای بیچاره که از روی سادگی شون باورشون شده اینجور پسرا، اونو را زن خودشون میدونن میخوام بگم که:

میگن خیانت وقتی شروع میشه که اعتماد کنی و این اعتماد در این دنیای پر از مکر و حیله چه جوری برای دخترا بدست اومده. پسرا بازیگرای ماهری هستن صدتا دوست دختر دارن و به همشون هم میگن که تو رو میگیرم. غافل از اینکه اون دخترا ساده و بیچاره هستن. دخترا با اینکه قلب صافی هم دارن هیج وقت به همسرشون خیانت نمی کنن مگر آنکه بیمار اون کار باشن ولی پسرا اکثرا تنوع طلب هستن.

متاسفانه بعضی از دخترا در دوستی با پسرا این اشتباه بزرگ را می کنن و برای اینکه رضایت پسرا رو جلب کنن، تقاضای رابطه ی جنسی اونا را قبول می کنن که مثلا اون پسر را از دست ندن. غافل از اینکه پسرا هیچ وقت با کسی که قبلا با اونا دوست بودن و یا رابطه جنسی داشتن عمرا ازدواج نمی کنن و موقع ازدواج خودشون هم دنبال دختری میگردن که قبلا با کسی دوست نشده باشه و شما هم با این کارتون نه تنها خودتونو به پسره ارزان فروختید بلکه پسره با دیدن این رفتارتون شما را فردی هرزه میدونه، آیا شماها اینو نشنیده بودین. چون پسرا این کار دخترا را به حساب سست بودنشون میذارن و میگن که اگه یکی دیگه هم، همچنین تقاضایی ازشون بکنه احتمال داره به اونم OK  بگه.

اینجور دخترا لحظه ای تصور کنن که اگه با اون پسرا رابطه جنسی داشتن  و بعد بفهمن که اونو را بازی میدادن و زن و شوهری در کار نیست، آن موقع چی میشه. میدونن در این وسط فقط اونا هستن که نابود میشن و به پسرا هم هیچ چیزیشون نمیشه و شاید هم این ماجرا رو با افتخار به دوستانشون تعریف کنن آیا ماجراهای این چنینی رو نشنیده و یا فیلم اونا رو ندیده ان.

اینجور دخترا برای این اشتباه بزرگشون باید هزینه های گزافی را  بپردازن که شاید به قیمت جانشان تمام شود. اولین هزینه آنها از دست دادن نجابتشون هست چرا که در کشورهای سنتی از جمله ایران، ابهت، پاکی، وفاداری دخترا و همه چیزشون نجابتشون هست و اگه دختری اونو از دست بده باید یه عمر پشیمانی، بدبختی و فلاکت بکشه و آیا میدونن که این حفظ نجابت هم فقط در حفظ بکارت نیست و این ساده لوحانه است که دخترا فکر میکنن که در دوران مجردیشون هر کاری می تونن بکنن و بعد برای همسر آیندشون حفظ نجابت را فقط در حفظ بکارت تعریف کنن.

برای پسرا عزیزترین شخص شون همسرشونه و اگه پسری بخواد با عزیزترین شخصش چنین کاری بکنه، بدونین که همه ی گفته های اون دروغه و اون دختر فریب خورده هم همسر اون پسر نخواهد بود.

دخترا، آیا خبر دارین بعضی از این دوست پسرای شما که اونو رو شوهر آیندتون میدونین بعد از رفتن با شما به پارک ، کافی نت، کافی شاپ، مسافرتهای دانشجویی و همسفر بودن با شما چه حرفهای خصوصی از شما به دوستانشان میگن و میگن که چه حالی کردیم جای شما خالی، آیا اینا وفاداریه که شما به امید همسر آینده بودنش با اونا دوست شدید.

 

اینجور پسرا میگن که؛ یه دوست دختر مثل یه آدامسه به خاطر اینکه:

1.داشتن یك بسته آدامس همیشه بهتر از داشتن فقط یك آدامسه !

2.فراموش نكنین كه پایان هر آدامسی سطل آشغاله پس برای هیچ آدامسی قیمت زیادی پرداخت نكنین !

3.هیچوقت آدمس نیم خردیه كسی رو به دهن نزارید !

4.جویدن طولانی هر آدامسی به جز بیمزّه شدنش حاصلی نداره !

5.حسرت آدامسی كه دور انداختید رو نخورید چون آدامسهای خوشمزه تر همیشه پیدا میشن !

6.ازدواج مثل قورت دادن آدمس هست. هیچ احمقی آدمسش رو قورت نمیده!

 

یه حرف معروف دیگه ای هم هست که میگن:

دختری صادقانه از دوست پسرش می پرسه که آیا بعد از ازدواج هم منو اینقدر دوست خواهی داشت، پسره هم میگه اگه شوهرت گیر، نده آره.

واقعا چه دوست پسرای وفاداری!! آخه اینجور پسرا اگه قصد ازدواج داشتن بجای دوستی پنهان خواستگاریشونو با خانواده دختر مطرح می کردن و با اونایی هم که دوست میشن فکر ازدواجو نمی کنن چون همانطوریکه گفتم مطمئنن فکر میکنن این دختر که حاضر به دوستی با ایشون شده (هر چند به نیت ازدواج ) اعتباری واسه ی یه عمر زندگی کردن نداره و میگن کسی که حاضر به دوستی بشه زن زندگی نمیشه و موقع ازدواج خودشون هم دختر بیچاره رو چند ماه تحقیق میکنن که قبلا دوست پسر نداشته باشه و به اون دختر هم بعد ازدواج خیانت خواهد کرد، چونکه قبلش پیش زمینشو داشته ان و زندگی دو نفره واسه ی اینا بی معنیه.

اینا پسرایی هستن که با روش ساده دوستی نمیشه شناخت چرا که رفتار اونا موقع دوستی با دخترا، همانند رفتارشون تو میهمانیه که در چنین مواقعی ذات و شخصیت اصلی شونو بروز نمیدن و شناخت اونا با این روش غیر ممکن هست.

روش صحیح شناخت دختر و پسر از همدیگه برای ازدواج اینه که روابط اونا با اطلاع قبلی خانواده ها محترمانه باشه و شناخت اونا هم از طریق محک زدن همدیگه و فارغ از مسائل احساسی باشه و قبل از ازدواج هم، روابط اونا وارد فاز احساسی نشه و هدف از ایجاد چنین روابطی هم غیر از ازدواج نمیتونه توجیه پذیر باشه.

<< مرد خوب و زن خوب یک دوست از جنس مخالف لازم دارد و آن کسی نیست بجز همسرش >>.

 

دسته دوم این دوستیها هم به این شکله که دخترایی هم هستن که میدونن قصد پسرا برای ازدواج با اونا نیست و پسرا هم علنا به طرف مقابلشون میگن که قصدشون از این دوستی، به اصطلاح برای شناخت و ازدواج با اونا در آینده نیست و به اون هم دلخوش نباشن و فقط برای خوشگذرانی دوران مجردی شون باهم دوست و شریک جنسی هستن و تا موقعی هم که مجرد هستن از همدیگه لذت ببرن و از تنهایی دوران مجردی هم دربیان، باز حاضر به دوستی با اینجور پسرا برای به اصطلاح تخلیه احساسات و ارضای غیر اخلاقی جنسی خودشون هستن و در دوران مجردی شون فکر می کنن که هر کاری که غریزه شون بخواد میتونن بکنن و میگن که شوهر آینده شون از کجا خواهد دونست که اونا در گذشته روابط جنسی با پسرا داشتن و به شوهرشون قبلا خیانت کرده ان و تا موقعی هم که یکی رو به تور بیندازن از لذت جنس مخالف بی نصیب نمانند، ضمن اینکه مخارج خوشگذرانی شونو هم با تن  فروشی در بیارن و به اصطلاح با یه تیر دو نشان بزنن و میگن که بعد از ازدواج دیگه اینجور روابط را کنار خواهن گذاشت.

ولی نمی دونن که حتی اگه خودشون هم نخوان رابطه جنسی را بعد از ازدواج ادامه بدن دوست پسراشون از این روابط دوستی و  رابطه جنسی، بعد از ازدواج اونا هم به این سادگی نخواهند گذشت و اتفاقا میگن که موانع هم از بین برداشته شده و وقت برداشت محصول نقشه های شوم گذشته شون هست چرا که پسرا خیلی زرنگ هستن و بیشتر برای بعد از متاهل شدن دختر برنامه ریزی میکنن و در دوران دوستی با دختر از اونا عکس یا فیلم دارن و یا حداقل صدای اونا رو با موبایل ضبط کرده ان و حتی نرم افزارهایی وجود داره که صداها رو بدون فشردن کلیدی بصورت اتوماتیک ضبط میکنه، چرا که در این دوستی ها دخترا حتی اگه با پسرا تماس بدنی هم نداشته باشن و یا باهم در جایی هم نباشند لااقل تماس تلفنی باهم داشته ان زیرا دوستی بدون تماس تلفنی غیر ممکن هست و پسرا این مدارک را برای روز بعد ازدواج دخترا و برای اخاذی جنسی از اونا نگه می دارن و در وقت مناسب با تماس با دخترا اونا رو تهدید می کنن که اگه با اونا رابطه جنسی برقرار نکنه عکس یا فیلم و یا صدای ضبط شده اونا رو به همسرش پست خواهد کرد که فاش شدن آنهم عواقب وحشتناکی حداقل طلاق را برای دختر در پی خواهد داشت و باعث خواهد شد زندگی مشترک او نابود بشه و در بین فامیل آبروش از بین بره و بلاخره بخاطر اسم گذاشتن بر روی آن که باعث خواهد شد تا آخر عمر هیچ مردی بخاطر سابقه خیانتش به همسر قبلیش برای ازدواج مجدد با اون به سراغش نره چون اونا هم احتمال خیانت مجدد اونو به شوهر آیندشون میدن و اینجاست که دخترا برای فرار از عواقب فاش شدن روابط دوران مجردی شون هم شده بر خلاف میلش به رابطه جنسی با دوست پسر قبلی اش تن در خواهند داد و خیانت آن دخترا مجددا در دوران متاهلی رقم خواهد خورد و فاش شدن این خیانت مجدد دیگه خودکشی دخترا را در پی خواهد داشت.

دخترایی که از پسرا انتظار وفاداری دارن آیا خودشون به همسر آیندشون وفادار مانده اند که چنین توقعی از پسرا دارند؟ و پسرایی که میگند عاشق همسر آیندشون هستند و از اون طرف هم رابطه غیر اخلاقی با دخترا دارن پس چرا با این رابطه غیر اخلاقی شون به همسر آیندشون یعنی به همون عزیزترین شخص شون بدترین خیانت را می کنند؟ آیا اینها تناقض در گفتار و عمل نیست؟ آیا می توان گفت که اگر واقعا عاشق همسر آیندشون بودن دیگر رابطه غیر اخلاقی هم با دخترا نداشتند.     

 

دسته سوم این دوستیها هم اینطوری شکل میگیره که در بین دخترا هم کسانی هستن كه از سادگی و پاكی بعضی از پسرا سوء استفاده می كنن و اونا رو در دام عشق پوشالی خودشون گرفتار می كنن و هر روز به بهانه های مختلف از جمله سالگرد تولد خود، جشن تولد فلان دوستم که لازمه شرکت دراونا هم خریدن کادو از طرف دوست پسرشون هست و نیز خرید لوازم آرایشی بهداشتی، خوشگذرانی تو کافی شاپ و همچنین موارد دیگه که رایجترین اون وادار کردن غیر مستقیم دوست پسراشون برای خرید کارت شارژ موبایل هست و پسر هم که برای ارتباط تلفنی مجبوره کارت شارژ بخره، شروع به خالی کردن جیب پسرا رو میکنن و این جیب خالی کردن پسرا هم بدون هزینه نیست و باید در عوض نیازهای جنسی پسر را برآورده کنه که اونم به قیمت از دست دادن نجابتشون تمام میشه و دخترا هم ضمن درآوردن خرج خوشگذرانی شون از پسرا هم لذت می برن. من یادمه که یه بار رفته بودم به یکی از مراکز فروش سیم کارت ایرانسل که یه پسری با دوست دخترش به اونجا اومد و از فروشنده درخواست یه سیم کارت اعتباری برای دوست دخترش کرد و در پایان خرید و امضای سند، فروشنده به اونا گفت که ایرانسل برای خریدارنش یه سیم کارت هدیه می فرسته، منم گفتم آقای فروشنده خوب شما هم یه هدیه به اینا بدین و روشم بنویسین << پیوندتان با ایرانسل مبارک >> و دیگه حالا زمانی شده که سیم کارت ایرانسل هست که جای عقد را گرفته و مراکز فروش ایرانسل هم نقش دفترخانه عقد را می کنن. در آخر هم اینجور دخترا زندگی این پسرا رو به تباهی می كشن و پسرا هم در این میان متحمل ضربه هایی جبران ناپذیری میشن.

 

دسته چهارم این دوستیها هم اینه که اندک پسرایی هم هستن که با جسارت و محبت، عشق پاک شونو با واقیعتهای زندگی نشون میدن و عمرشونو به پای معشوقشون میریزن. چون پسرا اگه کسی رو واقعا دوست داشته باشن با اون دوست نمیشن، سعی میکنن با اون که دوستشون دارن ازدواج کنن. و در مقابل اونا هم دخترا با دیدن یه پسر خوش تیپ تر از اون، شیفته دیگری میشن و به اون پسر عاشق پشت می کنن و به سراغ اون یکی دیگه میرن و به وفاداری اینجور دخترا هم نمیشه اعتماد کرد و یا اینکه در دوستی با پسری که اون پسر قصد شناخت اونو برای ازدواج داره، رفتاری همانند رفتار میهمانی از خودشون بروز میدن که در چنین روش شناخت دختر برای ازدواج از طریق دوستی هم، نمیشه ذات و شخصیت اصلی دخترا رو شناخت و بیشتر فیلم بازی می کنن.

 

دسته پنجم این دوستیها هم به این صورت که دخترا و پسرا رابطه دوستی شونو با جنس مخالف به رابطه دوستی با دو همجنس تشبیه می کنن و میگن که ما اصلا احساس نمی کنیم که با جنس مخالف دوست هستیم ما یک دوست اجتماعی هستیم. ما هم میدونیم که طبق خلقت هر جنسی برای جنس مخالفش انرژی جاذبه تولید میکنه نه به همجنس خودش و این دو دختر و پسر هم اگر همنام و همجنس شده ان، پس چرا بر خلاف طبیعت همدیگه رو دفع نمی کنن و برعکس هم همدیگه رو جذب می کنن؟؟ آیا قانون خلقت عوض شده که ما خبر نداریم؟؟ پس هر عقل سالمی میگه که این برخلاف طبیعت هست و حرف اینا ادعای کذبی بیش نیست و اینا فقط خودشونو گول میزنن چون روابط دختر و پسر قبل از ازدواج بیشتر به بازی موش و گربه شبیه هست تا دوستی اونا.

 

دسته ششم این دوستیها اینه که دخترا و پسرا برای کسب تجربه و مهارت در زندگی باهم دوست میشن ولی نمیدونن که همیشه اولین تجربه ها هستند که به یاد می مانند و تجربه های به یاد ماندنی را هم با فرد بیگانه تجربه می کنن نه با بهترین یارشون.

 

دسته هفتم این دوستیها هم اینه که دخترای پدر پولداری هم هستن که به پول هم احتیاجی ندارن و گرفتن اونو نوعی توهین به خودشون و حق الزحمه تن فروشی میدونن و فقط به دنبال خوشگذرانی خودشون هستن و از طرف مقابل فقط لذت جنسی میخوان. خوب اونا هم با کسانی ازدواج می کنن که به اصطلاح خودشون مثل اونا روشن فکر هستن و رابطه جنسی قبل از ازدواج را برای دختر و پسر آزاد میدونن. البته مسلم است که اینجور دخترای پدر پولدار، فقط با هنر پیشه ها ی معروف، خوانندگان موسیقی و فوتبالیستها، آنهم در ویلاهای شخصی و پارتی ها باهم می پرند و اونا هم اینگونه لقمه های بزرگی رو برای لذت جنسی شکار میکنن و میگن که شاید در وسط راه پسره را خر کردیم و باهم ازدواج کردیم.

 

دسته هشتم این دوستیها هم اینه که، خواننده ها و هنر پیشه های دختر و پسر و زنان و مردان معروفی هستن که به علت داشتن محبوبیت اجتماعی و گاها بین المللی قبل از ازدواج بخاطر ترس از آبرو ریزی فقط با افراد کاملا خصوصی خودشونو ارضاء میکنن و چون برای زنان معروف هم بعلت زشت شمرده شدن چنین روابطی در عرف جامعه، محدودیتهای زیادی هست، به خاطر ترس از لو رفتن شون بیشتر به همجنس بازی روی میاورن و به همین علت هست که در بین زنان برجسته همجنس بازی بیشتر از سایر اقشار جامعه دیده میشه.

 

و بلاخره دسته نهم این دوستیها هم اینه که، پسرایی هستن که هیچ چیز بغیر از ارضای جنسی و خوشگذرانی براشون مهم نیست و اصلا خودشونو در قید و بند تشکیل خانواده نمی دونن و هر روز با یکی هستن و تا آخر عمر هم تنوع طلب باقی می مونن که البته اینها هم مشتریان زن خاص خودشونو دارن و هیچ وقت هم سیر هم نمیشن مگر در زیر خروارها خاک.

 

باید بگم که اون چیزی از یاد این دختران و پسران داری دوست جنس مخالف فراموش شده جایگاه تعهد و وفادری به همسر آینده شون در دوران مجردی شون هست و اینو بدانند که اگر میخواهن همسر آینده شون هم به اونا تعهد داشته باشه و برای اونا وفادار بمونه، باید خودشون هم متقابلا به اونا وفادار بمونن. اینطوری نیست که ما در مجردی هر کاری که خواستیم بر طبق غریزه مون عمل کنیم بعد انتظار داشته باشیم که در زندگی مشترکمان یک قدیسه نصیب ما بشه.

معمولا دخترا و پسرای این دوره زمونه موقع ازدواجشون میگن که دیگر هیچ دختر و پسر سالمی تو جامعه پیدا نمیشه تا با اونا ازدواج کنیم، خوب باید هم پیدا نشه. شما تصور کنین که اگر هر پسری تو عمرش فقط با یک دختر دوست بشه دیگه به تعداد تمام پسران بی وفا، دختران بی وفا خواهیم داشت و دیگر دختر و یا پسر سالمی نخواهند ماند تا ما به سراغ اون برویم. در واقع ما جوانان این خودمون هستیم که این وضعیت را بوجود آورده ایم و اون موقعی که با یه جنس مخالف دوست می شدیم باید فکر انو می کردیم که ممکن هست یه فرد دیگه هم با شریک زندگی آیندمون دوست شده و انو مورد استفاده خودش قرار داده و ما بیخودی در شب زفاف با دیدن چند قطره خون جاسازی شده و فتح پرده دوخته شده، خودمونو قهرمان دوران مجردی ندونیم و سر خودمون کلاه نذاریم چون این نتیجه همان اعمال زشت خودمون هست که در دوران مجردی مرتکب شدیم و اگر آن موقعی که با دختر مردم حال می کردیم، به عمق زشتی کارمون پی می بردیم، دیگر هیچ وقت با یه نامحرم دوست نمی شدیم تا یه فرد بیگانه هم با شریک زندگی آیندمون اینطوری حال کنه.

حتی اگر کسی به قول خودش زرنگی کرده باشه و با داشتن دوست جنس مخالف تو دوران مجردیش، پسر یا دختر پاکی رو تور کنه اینو بدونه که بعدا گند اونم درخواهد اومد و موقعی که همسرش اون روابط غیر اخلاقی اونو تو دوران مجردیش بفهمه و ببینه که سرش کلاه رفته و مزد پاک موندنش وصلت با یه خیانتکار بوده، یه بلایی به سر همسرش میاره که بیا و ببین و معمولا مردها مزد خیانت زناشونو با طلاق می دهن که این هم موجب از هم پاشیدن زندگی آن دختر خیانتکار میشه و همچنین آبرویی تو فامیل براش نمیمونه و در خواستگاری های آینده هم بعلت بد نامی و سابقه خیانت هیچکس سراغش نخواهد رفت. اگر مرد به زنش خیانت کرده باشه که زنها هم نقطه ضعف مردا رو می دونن و از طریق همبستر شدن با مردان دیگه به اون متقابلا خیانت می کنن تا غیرت مرد را جریحه دار کنن. شاید بعضی ها بگن که ما بعد از متاهلی این روابط را ترک خواهیم کرد ولی گفتم که اگه خود دخترا هم بخوان ترک کنند هم دوست پسر دوران مجردیش از اون دست بر نخواهد کشید و با استفاده از مدارک نگه داشته شده از دوران مجردیش اونو مجبور به ایجاد رابطه خواهد و در برای پسرا هم همان دوست دختر قبلیش که پسر به اون وعده ازدواج داده بوده ولی پسر به اون خیانت کرده و اونو نابود کرده، بخاطر انتقام جویی از پسر، روابط جنسی که اون پسر با وعده ازدواج به اون باهش داشته و بعد بهش خیانت کرده و اونو ول کرده را به همسرش خواهد گفت تا بدون شوهرش قبلا چه کارایی کرده و عواقب فاش شدن خیانت گذشته مرد به همسر را هم توضیح دادیم که حداقل اون خیانت متقابل زن به شوهرش هست. به بهر حال دخترا و پسرای خیانتکار هیچ جای فراری از اعمال زشت گذشته شان نخواهند داشت.

بعضی از پسرا و دخترا هم هستن که اصل تعهد و وفاداری تو دوران مجردی را به آیندشون زیر سوال میبرن و میگن که ما که درعقد کسی نیستم برای چه به کسی که بهش تعهدی نداریم وفادار بمونم و اصلا مجبور نیستیم برای همسری که نداریم تعهد داشته باشیم و تعهد به همسر بعد از عقد شروع میشه؟؟

من میخوام به اینگونه افرادی که سطحی فکر می کنن، بگم که خوب با کسی که در آینده با اون ازدواج خواهید کرد اونم میتونه تو دوران مجردیش هر کاری بر طبق غریزه اش بکنه و بگه که من از کجا میدونستم که همسر شما خواهم شد. آیا تحملشو دارین؟ یا اگه پدر عروس تو جلسه خواستگاری همین سوال از شما بکنه آیا شما میتونین بگین که من که قبلا تعهدی به دختر شما نداشتم و تعهد من به دختر شما بعد از عقد شروع خواهد شد؟؟ پس استدلال اینگونه افراد کاملا سطحی واشتباه هست و تعهد حتی برای قبل از ازدواج هم لام هست و فقط بعد ازعقد شروع نمیشه.

عده ای از دخترا وپسرا هم میگن که هر نوع رابطه دوستی و جنسی مون به خودمون مربوطه و ربطی به همسر آیندمون نداره.

در جواب اینا هم باید بگم که اگه کارشون ربطی به همسر آیندشون نداره آیا می تونن جزئیات رابطه دوستی و جنسی شونو که تو دوران قبل از ازدواج داشتن به اونا بگن برای چه میترسین مگه نمیگین که ربطی به اونا نداره و طبق همین اصل خودتون اگه همسر آیندتون هم از روابط دوستی و جنسی اش با دیگران به شما بگه پس شما حق ندارین اعتراض کنین چون ربطی به شما نداره. آیا این استدلال خودتونو بازم قبول دارین؟

علاوه بر اون بدونین که یادمون باشه هیچ کس به تنهایی انسان کاملی نیست و ما با پیوند با جنس مخالف هستیم  که به تکامل می رسیم پس رفتار ما بغیر از خودمون به نیمه مکملمون هم مربوط میشه و باید قبل از یافتن نیمه گمشده مون هم امانتدار خوبی برای اون باشیم تا اون نیمه ما هم امانتدار خوبی برای ما باشه.

عده ای هم پا فراتر نهاده ان و ادای افرادی که خودشونو روشن فکر میدونن، در میارن و میگن که گذشته رابطه جنسی همسرشون براشون مهم نیست و براشون این مهم که بعد از ازدواج مال اونا باشه.

منم میگم که گفتن این جمله خیلی راحت هست ولی اینو بدونین که همه ما حتی کسانی که الان میگن براشون مهم نیست قطعا خیلی خیلی براشون مهم خواهد بود روزی این موضوع رو بفهمن و به یقین برسن که همچین چیزی بوده و این حساسیت در مورد خانمها بسیار بیشتره.

میخوام بگم حتی خانمهای محترمی که دارن میگن براشون مهم نیست و حاضرند با همچین شخصی ازدواج کنن زمانی که متوجه همچین موضوعی بشن رفتارشون تغییر خواهد کرد و تا مرد خانواده کمی دیر به منزل برسه سریع اولین چیزی که به ذهنشون میرسه خیانته.

اونایی که میگن گذشته ها ربطی به آینده نداره، باید بگم این گذشته ها هم زمانی برای خود آینده بود و این آینده هم زمانی گذشته خواهد شد و در واقع آینده، ادامه گذشته هست.

عزیزان این زندگیها پایدار نیست، خودتونو گول نزنید. حتی در آمریکا که پرچمدار سکس در جهان و آزادی جنسی در دنیاست این مساله موضوع مهمیه و خانواده های اصیل آمریکایی ( دقت کنید منظورم مهاجران نیست ) به این مطلب دقت زیادی دارند و نهایتا با همون دختری ازدواج می کنن که قبل از ازدواج باهاش دوست بودن.

خودم بعنوان یه آذری میگم که من قطعا با دختری که گذشته من براش اهمیتی نداره و میگه که براش مهم نیست که قبلا من احیانا رابطه جنسی داشتم یا نه، هیچ وقت ازدواج نخواهم کرد حتی اگه اون دختر خودش اصلا دوست پسر نداشته باشه، به این دلیل که اینو برگرفته از اصالت و روشنفکریش نمی دونم بلکه اینو به حساب بی بند و باری جنسی اون فرد میزارم که ارزشی برای ریاضت اخلاقی و سختیهایی که بخاطر تنهایی کشیدم و وفاداری که براش انجام دادم، قائل نیست.

جالب اینجاست که پسرایی که خودشون دوست پسر دارن فکر میکنن که فقط اونا هستن که به جنس مخالف علاقه دارن و اگه یک پسر دیگه با خواهر و یا دختر آیندشون دوست بشه به اصطلاح غیرتی میشن و می خوان که پسره رو بکشن ولی خودش نمیگه که آخه خودش هم با یه دختر بیگانه ای که دوست شده، اونم پدر و برادر داره و یه بار هم که شده خودشو جای برادر و پدر اون دختر بذاره تا بدونه که همه غیرت دارن و همه تعصب خواهر و دختر شونو دارن و تنها شما غیرتی تشریف ندارین و تنها شما ناموس ندارین و تنها خواهر و دختر شما نیستن که انسانن. یا اینکه اگه بدونه خواهر یا دختر آیندش با یه پسری دوست هستش اونا رو میکشه و میگه که آبروی ما رو بردین مثل اینکه خانواده دختری که باهاش دوست هستش آبرو ندارن و فقط خانواده اینا آبرومند هستش و به اصطلاح تافته جدا بافته هستن و یا اینکه به خواهر و یا دخترش میگه که نمی تونی غریزه ات کنترل کنی مثل اینکه ایشان آدم با اخلاقی تشریف دارن و خودشونو پیشگام کنترل غریزه می دونن.

من که تو جمعی، دوستی با جنس مخالفو رد می کردم، یه پسری بهم گفت که دیگه زمانه عوض شده و همه دوست جنس مخالف دارن و شما اشتباهی فکر می کنین و دوست جنس مخالف لازمه زندگی امروزی هست و ما همانطوریکه در زندگی به دوست جنس موافق لازم داریم به دوست جنس مخالف هم بعنوان دوست اجتماعی لازم داریم و شما از زمانه جا موندید و متمدانه فکر نمی کنین. من هم بهش گفتم که برای اینکه از جهالت در بیاییم و به قول شما متمدن بشیم، خوشحال میشم که این افتخار را از خانواده خودتان به بنده بدین تا ما هم به داشتن چنین برادر دوست دختری بخود ببالیم.

بعضی از پسرا هم برای توجیه اعمال خلاف اخلاقشون این استدلال را مطرح میکنن که آش داده را میخورن و اگر کسی کارت دعوت برام نفرسته سراغش نمیرم. من به اینها میگم که اگر کسی هم گفت خودت را به چاه بیندازید باز خواسته اونو اجابت می کنین. شما چطور اجابت خواسته اون دختر منحرف را با اصل تعهد و وفاداری به همسر آینده در دوران مجردی توجیه می کنین. اگر در مراسم خواستگاری پدر عروس همین سوال را از شما بکنه شما هم خواهید گفت که آش داده را میخورن شما که میگید این یه حقه پس چرا جرات گفتن اونو به پدر عروس ندارین مگر حق راست نیست. خوب اگر نامزد شما هم تو دوران مجردی اش دعوت رابطه جنسی پسری را اجابت کنه، انم طبق گفته شما میتونه بگه که آش داده از طرف پسره را میخورن آیا تحملشو دارین و یا اینکه خدای نکرده خواهر و یا دختر شما را توی خونه پسری بگیرن و اون پسر هم طبق گفته شما بگه که آش داده را میخورن آیا برای شما قابل قبول هست.

متاسفانه حالا جوری شده که اگه کسی دوست جنس مخالف نداشته باشه بیشتر تعجب آوره تا اونایی که دوست جنس مخالف دارن.

نمی دونم شماها از گند کاریهای بعضی از پسرا و دخترای این دوره زمونه خبر دارین یا نه که با عرض معذرت چه کارایی که نمی کنن و چه خیانتها که نمی شود. حتی بهترین اونا همانطوریکه گفتم، وفاداری و تعهد به همسر آینده رو مثل غربیها بعد از ازدواج میدونن، میدونین که اینم یعنی چی؟ من ندیدم پسری رو که از طرف خانواده زیاده تامین مالی بشه اما دست از پا خطا نکنه، در مورد پسرایی که خونه تنها داشته باشن ولی توش....... ، یا ماشین داشته باشن ولی دختر سوار نکنن و......

در کل باید بگم که در روابط دوستی دختر و پسر در هر سطحی که باشه، دخترا بصورت مستقیم ضرر میکنن و پسرا هم بصورت غیر مستقیم و علت اینکه پسرا بیشتر به سراغ روابط دوستی میرن اینه که چون ضررش به اونا بصورت غیر مستقیم هست، ازش غافلن و به این علت پسرا بیشتر از دخترا به همسر آیندشون خیانت می کنند چون لااقل در بین دختران هنوز هم کسانی پیدا می شوند که از این کار حیا دارن و بخاطر شرم از تقدیم جسم شان به پسرا دنبال کار خلاف نمی روند ولی پسرا برای انجام این کار زشتشون شرم ندارند و در بعضی موارد برای اون افتخار هم می کنند.

دخترا و پسرا، آخه ما چرا کاری کنیم که بخاطر دوستی بیخودی مون با دیگری، یکی دیگه هم با همسر آیندمون دوست بشه و اونو مورد استفاده خود قرار بده که در آن صورت همه ی ما ضرر خواهیم کرد. به نظر بنده همانطوری که گفتم اگه پسرا هم مطمئن شن که در روابط دوستی دختر و پسر، در هر سطحی که باشه پسرا هم بصورت غیر مستقیم ضرر میکنن( ضرر غیر مستقیم برای پسرا اینه که پسرایی که با دخترا دوست میشن حتما یکی دیگه هم با ناموس آینده ی اونا دوست خواهد شد) و دخترا هم اینو بدونن که اونا هم بدتر از پسرا و بصورت مستقیم ضرر میکنن( ضرر مستقیم برای دخترا هم این می تونه باشه که، با این کارشون عفتشونو از دست میدن، علاوه بر اینکه حتما دختر دیگه ای هم با شوهر آینده ی شون دوست هستش) و همچنین اگه ما خودمونو متعلق به همسر آینده مون بدونیم، با این دلایل منطقی اگه هر جوان عاقلی که به خوشبختی خودش فکر کنه می تونه خودشو از آلودگیها دور نگه داره و به همسر آیندش وفادار بمونه و لذت عشق پاکو بچشه.

در ضمن اینو هم در مورد دختر و پسرایی که دوست پسر یا دوست دختر داشتنو افتخار میدونن و به همجنسهای خودشون دوست پسر یا دوست دختر خودشونو پز میدن باید بگم که این نه تنها افتخار نیست بلکه با این کارشون به عشق شون و به شریک زندگی آیندشون خیانت می کنن. یعنی بدترین خیانت به عزیزترین شخص خود و آن کسی نیست بجز همسر آینده شون.

 

حرف آخر این که مقصر اصلی که باعث میشه دخترا در زندگی خیانت ببینن، خود دخترا هستن زیرا تا دخترا خودشون به پسرا OK  ندهند و اپن نگردند حتی پسرای هوسران هم به اونا جرات چپ نگاه کردن نخواهن داشت و به همسر آیندشون هم که دخترا هستن خیانت نخواهند کرد و اونا هیچ غلطی نمیتونن بکنن مگر اینکه خود دخترا با اپن گشتن شون چراغ سبز نشان بدن و اگر میخواهید اوج این فساد اینگونه دخترا را ببینید یه سری به سالن انتظار فرودگاهای کشور بزنید تا پسرای متعهد مانده ای که بخاطر عشق به همسر آیندشون به اونا وفادار مانده ان و جور تنهایی را بخاطر پاک موندن کشیده ان تا خودشونو سالم تحویل همسرشون بدن، حاصل وفادار ماندشون به همسر آیندشونو ببینن و بر سرنوشتی که در انتظار خودشون هست، گریه کنن و در نهایت اینجور پسرا فکر می کنن که برای آسوده زیستن در این دنیایی که بر پاشنه فساد می چرخد، مجرد ماندن بهتر از ازدواج کردن هست زیرا در آنصورت دیگر کسی را ندارن که بهشون خیانت کنه.


 

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 17:15 توسط علی مصطفی زاده| |

بهترين سرگرمي براي كودكان در سن 3 تا 5 سالگي، نقاشي است. پس وسايل نقاشي و

بخصوص مداد شمعي ها كه نوك تيز نيستند براي اين سن بسيار مناسبند. بايد دقت كنيد

 پشت جعبه اين مدادها برچسبي وجود داشته باشد كه شبيه اين حروف و اعداد رويش نوشته

 شده باشد: 4236 ـ ASTMD اين حروف و اعداد نشاندهنده اين هستند كه مدادها توسط متخصصين

 سم شناسي مورد بررسي قرار گرفته و تأييد شده اند. بچه ها در اين سن از بازيهاي نمايشي

 هم خوششان مي آيد. عروسكها هم در اين سن ابزاري مهم براي پرورش مهارتهاي كلامي به

شمار مي روند. اسباب بازيهاي ساختني و دستگاه هاي صوتي هم براي اين سن مناسبند.

در اين سن، هنوز ذهن كودك براي بازيهاي منطقي و قاعده مند آماده نيست اما حافظه و تخيل او

 را مي شود با بعضي از اسباب بازيهاي الكترونيكي يا بازيهاي مربوط ه كلمات تقويت كرد.

نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 19:1 توسط علی مصطفی زاده| |

هنوز داستان مصیبت وبدبختی‌های ماده مخدر "اکستازی" به آخر نرسیده است که سروکله یک مخدر توهم‌زای دیگر در بازار ایران پیدا شد.
ورود ماده جدید مخدر به‌کشور  "پان پراگ" جان کودکان را تهدید می‌کند.
این ماده مخدر که آشکارا کودکان را هدف قرار داده است،اکنون در مناطق شرقی کشور یافت می‌شود و تهیه آن در مناطق دیگر کشور چندان سخت و پیچیده نیست.
نام این ماده"پان پراگ"است و در بسته‌بندی زیبا و با عکس‌های هنرپیشه‌های هندی و پاکستان به صورت آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبو  کننده دهان وارد کشور می‌شود.
در میان مسوولین مبارزه با مواد مخدر در خصوص احتمال " مخدر" بودن یا نبودن این ماده اختلاف نظر وجود دارد، به گونه‌ای که یک مقام نظامی در پلیس مبارزه با مواد مخدر "پان پراگ"ها را "مخدر" نمی‌داند، اما ، جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد این ماده را نوعی "ماده مخدر صناعی" می‌داند.
سرتیپ دوم پاسدار نبی‌کوهکن که در پلیس مبارزه باموادمخدر فعالیت می‌کند، گفت: ممکن است "پان پراگ"ها محرک باشد، اما در زمره موادمخدر قرار ندارند.
وی باتاکیدبه‌اینکه در قوانین‌کشور برای حمل‌کنندگان و استفاده‌کنندگان "پان پراگ" مجازاتی تعریف نشده‌است، گفت: این مواد به صورت غیرمجاز وارد کشور می‌شود و به هیچ وجه مورد تایید و کنترل پلیس مبارزه با مواد مخدر نیست.
"کوهکن" افزود: البته می‌توان با ورود این ماده به استناد قانون قاچاق ممانعت کرد و واردکنندگان "پان پراگ"ها را تحت پیگرد قرار داد.
این در حالی است که جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر اخیرا در سخنانی نسبت به شیوع مصرف "پان پراگ"ها در میان جوانان و نوجوانان کشور هشدار داده بود.
محمدرضا جهانی، "پان پراگ"ها را نوعی ماده مخدر صناعی دانست و گفت که عوامل سودجو این ماده مخدر را با عنوان خوشبوکننده‌دهان به جوانان و نوجوانان می‌فروشند.
آنچه مسلم است باید از عوامل تشتت تصمیم‌گیری در روند مبارزه با مواد مخدر پرهیز شود و مرجع تصمیم‌گیری در خصوص مخدر بودن یا نبودن مواد نوظهور در عرصه مخدرها نیز واحد باشد تا تصمیم‌گیری‌ها بهنگام و تاثیرات تصمیمات نیز در جامعه به سرعت آشکار شود.
بررسی‌های به‌عمل آمده از11نوع "پان پراگ"های موجود درسطح استان سیستان و بلوچستان نشان می‌دهد که شش نوع از این مواد حامل مواد افیونی هستند.
مبادی ورود این مواد به ایران، کشورهای افغانستان و پاکستان بوده و قیمت آن نیز در استان‌های شرقی کشور از500 ریال تا سه هزار ریال در نوسان است.
اما، "پان پراگ" چیست و چه تاثیری در فدری که آن را مصرف می‌کند، دارد؟ "پان پراگ"ها با نام‌های، "پان" ،PAAN چالیا" CHAALIAگوتکا GUTKHA و " نیسوار " NISWAR در پاکستان، اندونزی، مالزی، فیلیپین، چین، تایوان، کامبوج، ویتنام، لائوس و هند تولید می‌شود. محتویات "پان پراگ"ها ترکیبی از تنباکو، آهک، خاکستر، ادویه‌های معطر، ساخارین و اسانس‌ها و افزودنی‌های غیرمجاز دیگر است.
این مواد که با طعم‌هایی چون "نعناع" عرضه می‌شود، دارای ترکیباتی چون "آرسنیک"، "کربنات"، "منیزیم" و "سرب" است.
ماده‌مخدر "پان پراگ" از دانه‌هایی به نام "بتل"  BETELبه دست می‌آید که دربرگ درخت "آرکا کیتچیو" ARECA CATECHU وجود دارد. مصرف مستقیم این محصول باعث قرمزی رنگ دهان می‌شود.
این درخت در اندونزی، مالزی، فیلیپین، چین، تایوان، کامبوج، ویتنام، لائوس، هند و پاکستان می‌روید.
دلیلی که مصرف‌کنندگان "پان پراگ"ها را به سمت آن می‌کشد ، احساس گرمی، سرخوشی موقت، سبکی سر، گیجی و شادی کاذب است.
طبق آمارهای موجود، کشور هندوستان به دلیل مصرف زیاد مردم آن از این ماده، مقام دوم سرطان دهان را در دنیا دارد.
به دلیل اینکه برگ درخت "آرکا کیتچیو" گرانبها است، سودجویان و توزیع کنندگان"پان پراگ" ازخاکستر و موادتقلبی به جای برگ درخت استفاده می‌کنند.
باجوشاندن موادی که‌در تولید "پان پراگ"ها به کار برده می‌شود و پیچاندن عصاره آن در برگ درختی به نام "وین"،VIN گوتکا ساخته می‌شود.
نیکوتین موجود در این مواد سبب زردی رنگ دندان‌ها و ایجاد آسیب جدی به سلول‌های مغزی می‌شود.
با مصرف این مواد، بزاق دهان افزایش یافته و خروج مکرر آب دهان مصرف  کننده، سبب ایجاد بیماری‌های عفونی مانند سل و هپاتیت می‌شود.
از دست دادن تعادل رفتاری و حرکتی، شادی کاذب و تشنگی از دیگر عوارض مصرف مواد "پان پراگ" است.
ایجاد دلبستگی و اعتیاد مهمترین عارضه مصرف این مواد مخدر صناعی است.


منبع:Congress60

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 19:29 توسط علی مصطفی زاده| |

در این مقاله به شیوه ها و راهکارهای کاملا پیش پا افتاده اشاره خواهد شد که به شما در کاهش و یا ازبین بردن کامل افسردگی کمک خواهد کرد ..

در همین ابتدا باید به عرضتان برسانم اگر خدای نکرده تنبل هستید به هیچ عنوان این مقاله را نخوانید .. نمیشود هم تنبل بود و هم انتظار درمان افسردگی داشت .. اگر واقعا مایل هستید از دست افسردگی خلاص شوید به خودتان تکانی بدهید و تعدادی از تکنیک های این مقاله را به کار ببندید .

۱-) در ابتدا به دنبال منبع افسردگی بگردید .. اغلب افسردگی ها از منبع خاصی سرچشمه میگیرند . اگر به درستی بدانید منبع افسردگیتان از کجا است به راحتی انرا درمان خواهید نمود . اولین گام و روش پیشنهادی در اینجا . نوشتن است .. بله نوشتن هر چیزی که فکر میکنید . از خاطرات گرفته تا شعر و هر چیزی که فکر میکنید . حتی میتوانید بعد از نوشتن مطالبتان را دور بیندازید و از بین ببرید . مهم نوشتن است ..

در این هنگام مطالعه هیچ دردی از افسردگی شما دوا نمیکند در این شرایط هنگام مطالعه هیچ یک از مطالب و جملات کتاب را نخواهید فهمید . و در هنگام خواندن اصلا حواستان متمرکز نمیشود و کلمات در جلوی چشمان شما رژه میروند .

۲-) روش دوم پیشنهادی استحمام میباشد .. گاهی اوقات تغییر تنظیمات دمای بدن به عوض شدن فکر و روحیه شما کمک شایانی مینماید . یک دوش اب سرد یا ولرم به راحتی تا ساعاتی از روز ذهن شما را از هرگونه ایده منفی خالی مینماید . مورد مشابه ان استفاده از هوای ازاد و پیاده روی است .

۳-) زندگی به شیرینی شکلات .. این یک روش عجیب شاید به نظر بیاید .. اما امتحان کنید و نتیجه ان را ببینید . اخیرا محققان به این نتیجه رسیدند که مصرف شکلات همان حسی را به انسان میدهد که در هنگام عاشق شدن و یافتن دوست جدید به او دست میدهد . در حقیقت شکلات با کاهش رادیکال های منفی و تنظیم ضربان قلب شما ارامش خاصی را برای شما به همراه میاورد .. همین حالا امتحان کنید . و تاثیر ان را ببینید .

۴-) اقدام به اشپزی یا درست کردن چیزی بنمائید .. اینجا دیگر نگوئید حوصله ندارم . منظور از اشپزی این نیست که حتما یک دیگ بزرگ. اش قلمکار درست کنید . میتوانید کیک یا شیرینی بپزید و در مورد کوچکتر و ساده تر ان قهوه یا نسکافه درست کنید و دست پخت خودتان را بچشید . نکته مهم در این روش این است که تمام این کارها را با حوصله و بدون عجله و دقت کامل انجام دهید . به گونه ای که مدت ها وقت شما را بگیرد ..

در نهایت با خوردن کیک خودتان یا نسکافه ای که درست کرده اید لحظاتی را در ارامش کامل به دور از فکر های منفی بگذرانید

۵-) امیدوارم به موسیقی علاقه داشته باشید . اگر بتوانید ساز بزنید ۹۰٪ مشکل شما همیشه حل شدنی است .. هر سازی که در منزل هست امتحان بکنید . از ارگ و پیانو و گیتار گرفته تا ساده ترین انها ساز دهنی یا ( هارمونیکا ) باز هم ساده تر هست .. کمی فکر کنید . بله خودتان اهنگ زمزمه کنید . ترانه های که دوست دارید و یا اهنگ های مورد علاقه خودتان را با صدای معمولی زمزمه کنید . با انجام این تکنیک چنان شاداب و سبک میشوید که هیچ چیزی بر ان متصور نیست .. و خودتان از انجام این کار لذت خواهید برد .

۶-) در این روش و به دنبال روش قبل اگر اهل ساز زدن و اهنگ خواندن نیستید حداقل به دسترنج و نتیجه کار دیگران گوش بدهید . کمی از حالت تکراری خارج شوید . گوش دادن به اهنگ خوانندگان امروزی پاپ و تکنو  ووو ... زیاد مشکلی از شما حل نمیکند . کمی تنوع به خرج بدهید . ایا تا به حال به موسیقی کلاسیک گوش داده اید .. ایا اسم بتهوون و شوبرت و شوپن و وو .. به گوشتان اشنا است .. یا شاید به قول معروف به سان صدای وز وز مگسان در گوش شما است ..

برای اولین بار هم که شده به یک اثر کلاسیک گوش بدهید . نگوئید چیزی از ان نمیفهمم . خود من شخصا وقتی روز اول سمفونی شماره ۹ شوبرت را گوش دادم فکر کردم تعدادی ماشین ردیف شده اند و متناوبا بوق میزنند ..!!

شاید کمی بی انصافی به نظر بیاید چرا که امروز تنها موسیقی مورد علاقه من همین سمفونی ۹ شوبرت هست .. به هر حال امتحان کنید . سعی کنید سازها را از هم تفکیک کنید . بعد از چند بار گوش دادن مطمئن باشید عاشق موسیقی کلاسیک میشوید و سبک های دیگر موسیقی جاذبه و شکل دیگری برایتان پیدا خواهد کرد .

۷-) ایا به نقاشی علاقه دارید . شاید اغلب شما فقط از دوران ابتدایی خاطراتی از نقاشی دارید و از ان زمان تاکنون دیگر هیچ .. نیازی نیست در حد حرفه ای کار کنید و یا اینکه برای خودتان یک بوتیچلی و سزان باشید . همین مداد رنگی و یا ابرنگ به راحتی مشکل شما را حل میکند .. یک نقاشی ساده بکشید و تمام جزئیات ان را در نظر بگیرید .. منتهی در این روش همانند روش شماره ۴ . با حوصله و صبر کامل این کار را انجام دهید و از نتیجه ان شگفت زده خواهید شد .

۸-) اگر امکان دارد نمای اتاق خودتان را تغییر دهید .. نیازی به خانه تکانی کلی نیست مطمئن باشید جابه جا کردن کوچک ترین وسائل هم به شما کمک میکند . به اطراف خود نگاهی بیندازید . ایا امکان تغییر مکان تخت شما هست . ایا میز شما قابلیت جابه جایی و تغییر دارد . حتی عوض کردن جای تابلو ها با یکدیگر .. در روحیه شما تاثیر دارد و باعث ایجاد تنوع در روحیه و ذهن شما میشود ..

۹-) اگر شاغل هستید . همیشه به یاد داشته باشید که هیچگاه میزان دریافت حقوق خود را با دیگران مقایسه نکنید . ثابت شده که در ایجاد افسردگی در محیط کار و دلزدگی از کار نقش موثری دارد

۱۰-) اخرین روش پیشنهادی . اقدام به خرید میباشد . حتی اگر کاملا جزیی و ساده باشد مهم اقدام به خرید است . لباس های خودتان را بپوشید و به نزدیک ترین مارکت نزدیگ محل سکونتتان بروید و با حوصله و بدون عجله اقدام به خرید بنمایید .. همین بیرون رفتن از خانه .. قدم زدن .. مشاهده فعالیت دیگران .. مشاهده و بررسی اجناس مارکت .. و و و .. به خوبی شما را از این رو به ان رو میکند . باور ندارید امتحان کنید .

      برداشت از مطالب صرفا با ذکر منبع مجاز میباشد .. با تشکر .

                                                                           کامران عطایی

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 23:11 توسط علی مصطفی زاده| |

بهترین پشتوانه ی فرزند شما

عزت نفس بالا یکی از پشتوانه های محکمی است که می تواند کودک را در مقابل چالش های دنیای خارج استوار سازد. کودکانی که احساس بهتری نسبت به خودشان دارند راحت تر می توانند از این پس مشکلات برآیند و در برابر فشارهای منفی راحت تر مقاومت می کنند. آنها بیشتر لبخند می زنند و از زندگی لذت بیشتری می برند.


عزت نفس

کودکانی که اعتماد به نفس خوبی دارند ، واقع گرا و عموما خوش بین هستند. از سوی دیگر  کودکانی هستند که دارای عزت نفس پایینی هستند و هر چالش کوچکی می تواند سبب ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی در آنها شود. این کودکان به هیچ عنوان به خود و توانایی هایشان اعتماد ندارند و به سختی می توانند برای مشکلات خود راه حل های کاربردی پیدا کنند. اغلب افکار منفی نظیر: "من آدم خوبی نیستم "یا" من نمی توانم هیچ کاری را به خوبی انجام دهم" به سراغ آنها می آید و نهایتا به صورت افرادی غیرفعال و افسرده در می آیند. در این حالت کافی است با یک چالش روبرو شوند، تا اولین واکنشی که نشان می دهند" من نمی توانم" باشد.

 

 

راهکارهای تقویت عزت نفس در کودکان

یکی از تکنیکهای بسیار مهم تأثیرگذار برای تقویت عزت نفس پذیرش کودک از سوی والدین است. طبیعی است که هر پدر و مادری آرزو دارند که کودک آنها بهترین شاگرد در کلاس و مدرسه باشد. و در آینده دارای تحصیلات عالی دانشگاهی باشد و...

ما از کودکانمان انتظارات زیادی داریم ولی آنان بیشتر انتظارات ما را برآورده نمی کنند.

هر کودکی دارای ویژگیهای منحصر به فرد خویش است و از نقاط قوت و ضعف زیادی برخوردار است. به طور حتم ما باید انتظار داشته باشیم که کودکمان تا آنجا که می تواند تلاش خود را انجام دهد. ولی در هر صورت چه در کاری به راحتی موفق شود و یا به سختی به نتیجه برسد، تشویق کارها و تصدیق قوه ی خود ارزشی برای آنان بسیار ضروری است. پس تا آنجا که می توانید وقت زیادی را با کودکتان بگذرانید.

زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.

همیشه سعی کنید در لحظه های مهم زندگی فرزندانتان حاضر باشید. در دنیای هر کودک لحظات مهم تلخ و شیرینی وجود دارد که طبیعتاً دوست دارد شما را در آنها شریک کند. پس این فرصت را از کودک خود نگیرید و در موفقیتها و ناکامی هایش با او شریک شوید.

همچنین فقدان تنبیه و تشویق در کودکی نیز منجر به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی می شود.

زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.

اعتماد به نفس

آسیب شناسی روانی عزت نفس: ایجاد شخصیت ضد اجتماعی

پاره ای از اختلالات شخصیت در بزرگسالی در نتیجه وجود عزت نفس پایین در کودکی ایجاد می شوند. دیدگاه ها و رویکردهای روان شناختی، عزت نفسپایین در دوران کودکی را عامل ایجاد اختلال شخصیت ضد اجتماعی می دانند. آنها معتقدند افرادی که دچار این اختلال می شوند در کودکی احساس می کنند نیاز دارند شایستگی خودشان را با پرداختن به اعمال پرخاشگرانه ثابت کنند.

یعنی پدر و مادر نقشی در رشد کودک خود ندارند. وقتی خطایی از کودکشان سر زد بسیار سرسری و سهل گیرانه از کنار آن می گذرند و متقابلاً از کنار کارهای مثبت و تحسین برانگیز او نیز به سادگی می گذرند و آنها را نادیده می گیرند. تحت این شرایط، کودک احساس می کند که باید شایستگی های خود را با پرداختن به اعمال پرخاشگرانه نشان دهد.

یافته های پژوهش معروفی توسط رابینز و همکاران او در باره تاثیر انواع فرزند پروری بر کودک، نشان داد که انضباط بی ثبات می تواند بسیار مشکل ساز باشد. کودکانی که چنین والدینی دارند نمی توانند بین اعمال خوب یا بد و پیامدهای این اعمال رابطه برقرار کند. تحت این شرایط کودک رفته رفته دچار سردرگمی شده و با ابهام رشد می کند و تربیت می شود.

پیامد این مساله چیزی است که ما آن را در بزرگسالی اختلال شخصیت ضد اجتماعی می نامیم.

همچنین فقدان تنبیه و تشویق در کودکی نیز منجر به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی می شود.

زمانی که والدین بین خشونت نامعقول و آسان گیری شدید تردید نشان می دهند در واقع، درباره این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، پیام های گیج کننده ای به کودک خود ارسال می کنند.

عزت نفس یک واژه نیست، بلکه تمام شخصیت آدمی قلمداد می شود و در پهنه هستی آدمی ریسمانی که تک تک اجزای وجود آدمی را به یکدیگر متصل می کندعزت نفس است.

درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی:

از بحث پیرامون اختلال شخصیت ضد اجتماعی می توان نتیجه گرفت که افراد مبتلا به این اختلال به راحتی تغییر نمی کنند. متاسفانه از همه بدتر این است که افراد مبتلا به این اختلال بعید است که خودشان با پای خودشان به متخصص بالینی مراجعه کنند. زیرا دلیلی برای تغییر کردن نمی بینند. حال با توجه به دشواری کار کردن با افراد مبتلا به این اختلال چگونه متخصص بالینی می تواند به هدف درمانی رضایت بخش دست یابد؟

روانشناسان بالینی معتقدند که این افراد فقط در صورتی رفتارشان را تغییر می دهند که متوجه شوند آنچه انجام داده اند غلط است. بنابراین هدف درمان این نیست که به درمانجویان کمک شود احساس بهتری پیدا کنند، بلکه باید آنها را واداشت تا نسبت به خود و موقعیتشان احساس بدتری داشته باشند. متخصص بالینی در انجام این کار باید از رویکرد مواجهه دادن استفاده کند. به این صورت که نشان دهد ظاهرسازی ها و سرهم بندی کردن های درمانجو را باور نمی کند و مرتباً ماهیت رفتار خودخواهانه و خودشکن درمانجو را به وی انعکاس دهد. در صورتی که درمان موفقیت آمیز باشد درمانجو در مورد رفتارش احساس ندامت و گناه می کند که نهایتاً احساس ناامیدی و اندوه را به دنبال خواهد داشت. فقط تحت این شرایط است که می توان امیدوار بود رفتار او تغییر کند. البته به خاطر داشته باشید که دستیابی به چنین نتیجه مثبت و ایده آلی بسیار دشوار است. بنابراین دوران کودکی و نوجوانی که در آن پایه های شخصیت یک انسان ریخته می شود را جدی بگیرید و طوری کودک و نوجوان خود را تربیت کنید که دارای عزت نفس به جا و متعادل شود، تا شاهد این رفتارها در بزرگسالی نباشیم.

چرا که همان طور که قبا گفتیم عزت نفس یک واژه نیست، بلکه تمام شخصیت آدمی قلمداد می شود و در پهنه هستی آدمی ریسمانی که تک تک اجزای وجود آدمی را به یکدیگر متصل می کند عزت نفس است. هرگاه این ریسمان سست شد و در هم ریخت شخصیت آدمی از هم می پاشد و سرانجام فرو می ریزد. بنابراین تصور هر نوع آسیب شخصیتی و بیماری های مرتبط با عزت نفس از جمله اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن خواهد بود.

اعتماد به نفس كلید موفقیت

سخنی با والدین

همانطور که از بحث پیرامون رابطه ی عزت نفس و اختلال شخصیت ضداجتماعی متوجه شدید، موقعیت خانوادگی و اجتماعی یکی از منابع بسیار مهم جامعه ستیزی به شمار می رود. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد از دست دادن پدر یا مادر به دلیل طلاق و جدایی همبستگی بالایی با پرورش رفتار جامعه ستیزی در فرزندان دارد. هر چه رفتار جامعه ستیزی جدی تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که فرد جامعه ستیز دچار محرومیت از والدین شده باشد. علاوه بر آن، مشاجرات، کتک کاری های خشن، بی عفتی وقیحانه، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر، بی ثباتی والدین و بی توجهی پدر از جمله عواملی هستند که باعث می شوند کودک در یک جو عاطفی مخرب و ناسالم و بدون حمایت والدین بزرگ شود و ثمره آنعزت نفس پایین و خود خوار شماری در سنین کودکی و نوجوانی و احیاناً اختلال شخصیت ضد اجتماعی در سنین بزرگسالی خواهد بود. پس

پدر و مادر عزیز کودک خود را طوری تربیت کنید تا قدر خود را بداند و وجود خود را با ارزش تلقی کند. در یک جو عاطفی و حمایت مناسب است که کودک شما رشد می کند خود را با ارزش می داند و در نهایت امید است که با عزت نفس مناسب و متعادلی وارد اجتماعی شود

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:10 توسط علی مصطفی زاده| |


بیمار روانی

بیماری روانی، اصطلاحی گسترده برای توصیف تعداد زیادی از بیماری های روان پزشکی است که توانایی تفکر، احساس و رفتار شخص جهت عملکرد مناسب در تکالیف روزمره زندگی را مختل می نمایند.

بسیاری از بیماری های روانی در اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی، یعنی مقارن با زمان ورود به دانشگاه شروع می گردند.

بعضی از مردم فقط یک دوره واحد از بیماری روانی را تجربه می کنند، در حالی که در عده ای دیگر ممکن است نشانه های روانی، حالت دوره ای داشته باشند که امروز اغلب آن ها درمان پذیر هستند.

تخمین زده می شود 20 درصد مردم در دوره ای از زندگی خود، بیماری روانی را تجربه کنند. افراد دارای بیماری روانی می توانند زندگی با کیفیتی داشته باشند.

چه چیز بیماری روانی نیست؟

دوره هایی در زندگی وجود دارد که در آن، هر شخصی ممکن است احساس های غیرقابل کنترل مثل: ترس، فشار،افسردگی، اضطراب و یا عدم کنترل روانی را داشته باشد. این دوره ها به شدت پریشان کننده هستند، اما معادل بیماری روانی محسوب نمی شوند.

در بعضی موارد گفته می شود که بیماری روانی همان ناتوانی هوشی است، این اصلا درست نیست! گرچه ممکن است بیماری روانی و ناتوانی هوشی همزمان وجود داشته باشند، اما هیچ ارتباطی بین این دو وجود ندارد.

ناتوانی روانی چیست؟

اصطلاح های ناتوانی روانی و بیماری روانی، گاهی به جای همدیگر به کار می روند. به طور دقیق، اصطلاح های بیمار روانی به وجود یک اختلال واقعی اشاره می کند، در حالی که اصطلاح ناتوانی روانی به تجارب مختل ناشی از بیماری روانی اشاره دارد. هر کسی که بیماری روانی دارد، لزوما ناتوانی روانی ندارد. بسیاری از مردم بعد از بهبود از یک دوره بیماری، برای مدت زمانی طولانی از سلامت کامل در زندگی خود لذت می برند.

ناتوانی روانی به ندرت دائمی است و سطوح ناتوانی هم اغلب در حال نوسان است (بهبودپذیر است).

شاخص های بیماری روانی

گرچه هر بیماری روانی نشانه های خاص خود را دارد، اما علائمی وجود دارد که براساس آن ها می توان متوجه «وجود اشکال» شد.

مرد غمگین

این علائم عبارت هستند از:

- کناره گیری از دیگران

- تغییر سریع در وزن

- پرخاشگری

- هذیان ها (باورهای غلط)

- اشکال در تمرکز

غمگینی و دلتنگی

- فقدان علاقه (لذت نبردن)

- رفتار بزرگ منشانه

- تحریک پذیری

- نگرانی و بی قراری

- رفتار نامناسب

دانشجویانی که تحت درمان روان پزشکی هستند، ممکن است مقادیر زیادی از داروهای روان گردان را مصرف نمایند.

همه داروها اثرات جانبی دارند. عوارض داروهای روانپزشکی به صورت کاهش تمرکز، خواب آلودگی ، تیرگی دید، سفتی عضلانی، لرزش و خشکی دهان می باشد.

در اغلب موارد نشانه های قابل مشاهده ناتوانی روانی نتیجه درمان است، نه خود بیماری.

بهداشت (سلامت) روانی به چه معناست؟

سلامت روانی، چیزی بیش از فقدان بیماری روانی است. اغلب مردم از اهمیت حفظ سلامت جسمانی خود آگاهند و برای کسب اطمینان از سلامتی خود، از روش هایی همچون ورزش منظم، تغذیه مناسب و آزمایش های پزشکی استفاده می کنند. اما تعداد کمی از مردم به اهمیت حفظ سلامت روانی خود واقف هستند.

همه در زندگی فشار روانی را تجربه می کنند که البته میزان معینی از آن برای ایجاد انگیزش مفید است، اما سطوح فشار روانی باید به دقت مورد بازبینی واقع شود. فشار روانی می تواند مشکلات جسمانی (از قبیل فشار خون بالا، سردرد، گردن درد ، خستگی) تولید کند و ممکن است سرآغازی برای ناتوانی روانی در بعضی از مردم باشد.

معیارهای سلامت روانی 

معیارهایی برای کسب اطمینان از سلامت روانی وجود دارند، بعضی از این معیارها عبارت اند از:

تغذیه مناسب

ورزش منظم

- کار و فعالیت در حد توان

- معاشرات با دیگران

- دانستن روش هایی برای ابراز وجود و عملی کردن آن ها

خواب کافی

خنده منظم

- توان مقابله با مشکلات

- دانستن و به کارگیری روش های آرامش بخش در زندگی

- اهمیت دادن به زمان تفریح

حفظ بهداشت روانی جهت داشتن یک زندگی سالم، مسئولیت شخصی هر کسی است!

نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 14:6 توسط علی مصطفی زاده| |

قابل توجه مدیران و اولیاء ثبت نام شده ویژه ی اولیاء پایه اولی ( ورودی مهر90) مدارس ابتدایی 

( 17 شهریور ، دخترانه اسلامی ، پسرانه فلسطین ، انقلاب اسلامی  دخترانه کانی دینار ، انقلاب اسلامی دخترانه موسک ) برنامه و ساعت تشکیل کلاسها بدین شرح اعلام می گردد:

*******************

*****************

*****

یکشنبه 90/6/13  ساعت 9 صبح     =  اسلامی      ،    17 شهریور  جلسه اول

دوشنبه   90/6/14   ساعت 9 صبح  =  17 شهریور   ، اسلامی   جلسه دوم

سه شنبه   90/6/15    ساعت  9 صبح     = 17 شهریور   ، اسلامی  جلسه سوم 

چهارشنبه  90/6/16    ساعت 9 صبح     =   17 شهریور    ، اسلامی  جلسه چهارم 

پنجشنبه  90/6/17   ساعت 9 صبح    = 17 شهریور   ، اسلامی   جلسه پنجم 

شنبه  90/6/19     ساعت 9 صبح   = 17 شهریور  ، اسلامی  جلسه ششم

*******************

*****************

  ********

دوشنبه 90/6/14   ساعت 11   =  دختران ابتدایی کانی دینار 

سه شنبه  90/6/15   ساعت 11   =  دختران ابتدایی کانی دینار

چهارشنبه  90/6/16    ساعت 11   = دختران ابتدایی کانی دینار

پنجشنبه   90/6/17    ساعت  11  = دختران ابتدایی کانی دینار 

شنبه 90/6/19     ساعت 11   = دختران ابتدایی کانی دینار 

یکشنبه   90/6/20   ساعت 11   = دختران ابتدایی کانی دینار 

*******************

*****************

*****

یکشنبه  90/6/20   ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی موسک

دوشنبه  90/6/21   ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی موسک

سه شنبه  90/6/22   ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی موسک

چهارشنبه  90/6/23   ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی موسک

پنجشنبه  90/6/24   ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی  موسک

شنبه  90/6/26  ساعت 9 صبح   = فلسطین  ساعت 11  = دختران ابتدایی موسک

*******************

*****************

*****

چهارشنبه   90/6/23     = ساعت 3/5     = دبستان دخترانه شاهد 

پنجشنبه    90/6/24     = ساعت   3/5   دبستان دخترانه شاهد 

یکشنبه   90/6/27      = ساعت  9 صبح     دبستان دخترانه شاهد

دوشنبه   90/6/28      = ساعت  9 صبح    دبستان دخترانه شاهد 

*******************

*****************

*****

شنبه  90/6/19    = ساعت 3 بعداظهر  هاجر هجرت

یکشنبه  90/6/20  =  ساعت 3 بعداظهر  هاجر هجرت

دوشنبه  90/6/21  =  ساعت 3 بعداظهر  هاجر هجرت

سه شنبه  90/6/22  =  ساعت 3 بعداظهر  هاجر هجرت


نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 14:40 توسط علی مصطفی زاده| |

بی شک چاشنی مهرورزی ها نه تنها در ذات ما آدمیان ودیعه ای الهی است بلکه بعنوان یک نیاز در تمامی تعامل های افراد خانواده بویژه زوجین ضرورتش را عینا تجربه کرده ایم . این مهم را بعضا در حوزه ی خاصی  به هم هدیه می دهیم و وا اسفا از دیگر حوزه های مهرورزی بعنوان شالوده ی تمامی لحظات  به فراموشی می سپاریم .

یکی از مهمترین ضرورتها ، گشاده رویی در تعاملات است که با کادوی لبخند ،مهربانانه عشق و ابراز دوست داشتن را به اعضای خانواده ارزانی می بخشیم و سیمای شاد و زیبایی را نخست به تیپ شخصیتی خود  می بخشیم و سپس گوهر ارزشمند بودن خود را برای لحظات نیاز در واقع از دیگران خواهیم دید . این ودیعه را شخص هدیه دهنده به عنوان اثرگذارنده ، پاداش ارزشمندی را در تار و پود خود نیکو حس می کند و اگر هم جوابی از طرف نگیرد ، ودر نفس کار انتظاری را برایش در نظر نگیرد ، عادتی در زندگی شکل خواهد گرفت که بیمه ی مهرورزی خواهد بود.

سیمای نورانی انسانها به نیت و حدود انتظارات افراد بستگی دارد . پس بیائید در مهرورزی بخود دریغ نورزیم و این مهم را بدون چشم داشت بهم ارزانی بخشیم و گشادگی سیما و دل و درون را همیشه در نظر آوریم تا فردا و پس فردا لزومی به طروات بخشی سیمایمان کمتر حس کنیم ، باشد که نه تنها زوجین بلکه تک تک افراد خانواده در کسب آن و هدیه آن گوی سبقت را از هم بگیرند.

مصطفی زاده /سلیمانیه

نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 22:55 توسط علی مصطفی زاده| |

بسیار  مسرورم که از این دریچه به واقعیت های موجود در خانواده  می پردازم. این بستر را تقدیم می کنم به تمامی معلمان ، مدرسان آموزش خانواده و اولیاء گرامی دانش آموزان.

 هربار مطالب این وبلاک تحت عنوان های خاص تربیتی و تحصیلی  به روز می گردد.

    برای دسترسی به مقالات و مطالب روی عنوان های صفحه ی اول کلیک فرمایید.

   علی مصطفی زاده مدرس کلاس های آموزش خانواده

اکانت من در کاردلی

----------------------------

برای دسترسی به برنامه ی اجرایی مدارس (۱۷ شهریور ُ اسلامی و رام الدوره ) بر روی همین لینگ کلیک بفرمائید . 

-------

  انواع خانواده ها از نظر تربیت کودک  

  عوامل مؤثر بر يادگيري دانش آموزان

  يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق

نارسا نویسی و شیوه های درمان آن

  سي نكته تربيتي درباره تنبيه بدني

  چهل نکته مهم در مدیریت زمان

  ده اشتباهی که والدین خوب مرتکب می شوند و راه رفع آن ها

موفقیت تحصیلی فرزندان

  مهارت مدیریت هیجانات

  اقداماتي درجهت دست يافتن به آرامش

  راهكارهاي برخوردبابچه هايي كه نق مي زنند

  ارتباط موثر اجتماعی و موفقيت

  وسواس در كودكان وروش هاي درمان آن

  مكيدن انگشت وراهكارهاي حل اين مشكل

  عوامل موثر در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان

  پرورش خلاقيت تحصيلي در دانش‌آموزان

  بد دهني كودكان

  عوامل مؤثردر افت تحصيلي و شيوه هاي مقابله با افت تحصيلي

  عزت نفس و روشهای افزايش آن در دانش آموزان

  شيوه هاي موثردر برقراري ارتباط موثر

  وسواس در كودكان وروش هاي درمان آن

  علل دروغگويي وراهكار هاي حل اين مشكل

  آنچه که والدین باید بدانند.

  سي گام دوست یابی

  بیش فعالی در کودکان و نقش تغذیه

راهبردهاي درماني دانش آموزان با ناتوانايي يادگيري

    تاثیر معجزه آسای هنر و ورزش درپرورش خلاقیت در کودکان

  کودکان و لجاجت

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی 1389ساعت 14:7 توسط علی مصطفی زاده| |


آخرين مطالب
»
» واقعیتهای دوستی دختر و پسر
» مداد رنگی اسباب بازی مهم زندگی کودکانمان را چگونه انتخاب کنیم؟
» پان پراگ' جان کودکان را تهدید می‌کند
» ساده ترین راههای کاهش افسردگی
» عزت نفس ،بهترین پشتوانه فرزندان شما
» بیماری روانی چیست ؟
» برپایی دور اول تشکیل کلاس های آموزش خانواده 91-90
» هدیه ی مهربانی ها و نقش آن در الفت خانواده
» صفحه 1
Design By : Pichak